آیه ولایت وفرازی اززیارت جامعه
50 بازدید
تاریخ ارائه : 10/11/2014 1:28:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

بسم الله الرحمن الرحیم...قال الله العظیم فی محکم کتابه:إِنَّمَاوَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ ءَامَنُواْالَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَوَیُؤْتُونَ الزَّکَوةَوَهُمْ رَاکِعُونَ.مائده/55.ولىّ وسرپرست شما،تنهاخداوندوپیامبرش ومؤمنانى هستندکه نمازرابرپامى‏دارندودرحال رکوع،زکات مى‏دهند.شأن نزول:سائلى واردمسجدرسول خداص شدوازمردم درخواست کمک

کرد.کسى چیزى به اونداد.حضرت على علیه السلام درحالى که به نمازمشغول

بود،درحال رکوع،انگشترخودرابه سائل بخشید.درتکریم این بخشش،این آیه نازل

شد.ده نفرازاصحاب پیامبرمانندابن عباس،عمّاریاسر،جابربن عبداللّه،ابوذر،اَنس‏ بن مالک،بلال و..این ماجرارانقل کرده‏اندوشیعه وسنّى دراین شأن نزول،توافق دارند.عمّاریاسرمى‏گوید:پس ازانفاق انگشتردرنمازونزول آیه بودکه رسول‏خداص فرمود:مَن کنتُ مولاه فعلىّ مولاه.پیامبراکرم ‏ص درغدیرخم،براى بیان مقام حضرت على(علیه السلام)این آیه راتلاوت

فرمود.وخودحضرت امیر علیه السلام هم براى حقّانیّت خودش،بارهااین آیه

رامى ‏خواند.ابوذرکه خودشاهدماجرابوده،درمسجدالحرام براى مردم داستان فوق

رانقل مى‏کرد.کلمه‏ى«ولىّ»دراین آیه،به معناى دوست ویاورنیست،چون دوستى

ویارى مربوط به همه مسلمانان است،نه آنان که درحال رکوع انفاق مى

‏کنند.امام صادق‏ علیه السلام فرمود:منظوراز«الّذین آمنوا»،على‏ علیه

السلام واولاداو،ائمّه‏ع تاروزقیامت هستند.پس هرکس ازاولاداوبه جایگاه

امامت رسیدبااین ویژگى مثل اوست،آنان صدقه مى‏ دهنددرحال رکوع.مرحوم فیض

کاشانى حدیثى رانقل مى ‏کندکه براساس آن سایرامامان معصوم علیهم السلام

نیزدرحال نمازورکوع به فقراصدقه داده‏اندکه این عمل باجمع بودن

کلمات«یقیمون،یؤتون،الراکعون»سازگارتراست.امام باقرعلیه السلام

فرمود:خداوندپیامبرش رادستور داد که ولایت على‏ علیه السلام رامطرح کندواین

آیه رانازل کرد.بهترین معرّفى آن است که اوصاف وخصوصیّات کسى گفته شود

ومخاطبان،خودشان مصداق آن راپیداکنند.آیه بدون نام بردن ازعلى‏ علیه السلام

،اوصاف وافعال اورابرشمرده است.ولایت فقیه درراستاى ولایت امام معصوم

است.درمقبوله‏ى عمربن حنظله ازامام صادق‏ علیه السلام مى‏خوانیم:بنگریدبه

آن کس که حدیث ماراروایت کندودرحلال وحرام مانظرنمایدواحکام مارابشناسد.پس

به حکومت اوراضى باشیدکه من اورابرشماحاکم قراردادم.فانّى قدجعلته علیکم

حاکماً.فرازی اززیارت جامعه کبیره:أَسْمَاؤُکُمْ فِی

الْأَسْمَاءِوَأَجْسَادُکُمْ فِی الْأَجْسَادِ..فَمَاأَحْلَی

أَسْمَاءَ‌کُمْ وَأَکْرَمَ أَنْفُسَکُمْ وَأَعْظَمَ شَأْنَکُمْ...؛به حسب

ظاهر،اسم‌های شمادرمیان اسم‌هاوپیکرهایتان درمیان پیکرهاوقبورتان درمیان

قبوراست،امّابه حسب معنی وباطن،فاصله میان شماودیگران،بیش ازفاصله‌ی

ازاعماق زمین تاعرش اعلای خداست...ائمه ازماتوقع دارندبکوشیم این فاصله

راکم وکمترکنیم تابه سعادت تقرّب به آن عزیزان درگاه الهی برسیم.درجات

سعادت اخروی مادرگرودرجات تقرّب مابه آن عزیزان است.حضرت(علیه السلام

)درنامه‌ای که به کارگزارحکومتی‌اش"عثمان بن

حنیف"نوشتندتذکّردادند:یَاابْنَ حُنَیْفٍ فَقَدْبَلَغَنِی أنَّ رَجُلًامِنْ

فِتْیَهِْْ أهْلِ الْبَصْرَهِْْ دَعَاکَ إِلَی مَأدُبَهٍْْ فَأسْرَعْتَ

إِلَیْهَاتُسْتَطَابُ لَکَ الْألْوَانُ وَتُنْقَلُ إِلَیْکَ الْجِفَانُ

وَمَاظَنَنْتُ أنَّکَ تُجِیبُ إِلَی طَعَامِ قَوْمٍ عَائِلُهُمْ

مَجْفُوٌّوَغَنِیُّهُمْ مَدْعُوٌّ؛ای پسرحنیف!به من رسیده که یکی

ازثروتمندان بصره تورابه طعام عروسی خوانده وتوبه سوی آن طعام شتابان

رفته‌ای وغذاهای رنگارنگ برایت آورده‌اندوظرف‌های پرازغذاجلوی

توگذاشته‌اندومن گمان نمی ‌بردم توبه مجلسی بروی وکنارسفره‌ای بنشینی که

مستمندان ازآن رانده شده باشندوتوانگران، آنجادعوت شده باشند.ألاوَإِنَّ

لِکُلِّ مَأمُومٍ إِمَاماًیَقْتَدِی بِهِ وَیَسْتَضِی‏ءُبِنُورِعِلْمِهِ

ألاوَإِنَّ إِمَامَکُمْ قَدِاکْتَفَی مِنْ دُنْیَاهُ بِطِمْرَیْهِ وَمِنْ

طُعْمِهِ بِقُرْصَیْهِ؛آگاه باش!هرپیروی کننده‌ای راپیشوایی است که

ازاوپیروی کرده وبه نورعلم اوروشنی می‌ جوید.حال آگاه باش که پیشوای

شماازدنیای خودبه دوجامه‌ی کهنه[که یکی رامی ‌پوشدودیگری رامی

‌شوید]وازخوراکش به دوقرص نان[برای افطاروسحر]اکتفاکرده است.وَلَوْشِئْتُ

لاهْتَدَیْتُ الطَّرِیقَ إِلَی مُصَفَّی هَذَاالْعَسَلِ وَلُبَابِ

هَذَاالْقَمْحِ وَنَسَائِجِ هَذَاالْقَزِّوَلَکِنْ هَیْهَاتَ أنْ

یَغْلِبَنِی هَوَایَ وَیَقُودَنِی جَشَعِی إِلَی تَخَیُّرِالْأطْعِمَهِْْ؛

واگرمی‌ خواستم می ‌توانستم عسل مصفّاونان سفیدگندم وجامه‌ی ابریشمی برای

خودفراهم سازم ولی هرگزممکن نیست که هوای نفس وخواهش دل برمن پیروزگرددوبه

برگزیدن طعام‌ها وادارم سازد.ألاوَإِنَّکُمْ لاتَقْدِرُونَ عَلَی ذَلِکَ وَ

لَکِنْ أعِینُونِی بِوَرَعٍ وَاجْتِهَادٍوَعِفَّةوَسَدَادٍ؛حال این راهم

بگویم که شماتوانای برچنین رفتاری نیستیدکه دراین راه همدوش من گردیدولی

این توقّع راازشمادارم که مراباپرهیزکاری وکوشش درعبادت خداوپاکدامنی

ودرستکاری یاری کنید.ماچقدرتوانسته‌ایم ازمولایمان تبعیّت کنیم؟اوازمردم

زمان خوددل پرخونی داشت.دست کمیل رامی ‌گرفت ومیان صحرامی ‌بردودردل شب،آه

سردازدل پردردمی ‌کشید.درحالی که بادست اشاره به سینه‌ی خودمی ‌کرد،می

‌گفت:هااِنَّ هاهُنالَعِلْماًجَمّاًلَوْاَصَبْتُ لَهُ

حَمَلَهًْْ؛غررالحکم،ص118.آه که اینجامنبع علوم فراوان است؛ای کاش

انسان‌های صالح لایقی می‌ یافتم وآن راباآن‌هادرمیان می ‌گذاشتم.استفاده

ازتفسیرنوراستادقرائتی وتفسیرزیارت جامعه کبیره استادضیاءآبادی