آموزه کرامت وتکریم دردین
44 بازدید
تاریخ ارائه : 9/6/2014 8:09:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

بسم الله الرحمن الرحيم

قال الله العظيم في محكم كتابه:و لقدكرّمنابنى آدم وحملناهم في البروالبحرورزقناهم من الطيبات وفضلناهم علي كثيرممن خلقناتفضيلا»اسراء/70.روابطى كه ميان انسانهاهست يامبتنى بر«تكريم»وگرامى داشتن يكديگرهست ويااينكه خداي نكرده افرادي همديگرراتحقيرمي كنندونسبت به يكديگربي احترامي مي كنندآني كه ارزش ذاتي داردوبايدبه آن توجه بشودوبراي انسان لازم هست بحث احترام هست بزرگواري افرادراحفظ كردن موردنظردين هست ودرآموزه هاي ديني ماهم به آن توجه شده.دروصف حضرت رسول نوشته‏اند:«كان اكرم الناس»؛واميرمومنان حضرت على ابن ابيطالب(عليه السلام)درتوصيف اين شأن پيامبر(ص)مي فرمايد:اوگرامى ‏ترين فردعشيره وخاندانش بود.اوگرامى ‏ترين خلق خدابود،«اكرم خلق»بودوبيشترين تكريم رادررفتارش نسبت به خلق خداداشت.رفتاراجتماعى پيامبرمبتنى برتكريم انسانهابودوتوصيه مى كردبرادران دينى خود را گرامى بداريد كه اگركسى برادرمسلمان خودراتكريم كند،خداى عزوجل راتكريم كرده:من أكرم أخاه المسلم فانمايكرم الله عزوجل.آن حضرت به هيچ وجه اجازه تحقيركردن نمى‏ دادومسلمانان راازاينكه خداي نكرده يكديگرراتخفيف وتحقيركنندپرهيزمى‏ داد:لاتحقرن أحداًمن المسلمين فان صغيرهم عندالله كبير.مبادافردى ازمسلمانان راكوچك شمرده تحقيركنيدكه كوچك آنان نزدخدابزرگ است.و‏فرمود:ليس منامن لم يرحم صغيرناويوقركبيرناازمانيست آنكه به كوچك مارحمت نداشت وبزرگ ماراگرامى نداشت.امام صادق(ع)ازپيامبراكرم ص نقل مي كند:من أكرم أخاه المؤمن بكلمةيلطفه بهاوفرج عنه كربته لم يزل فى ظل الله الممدودعليه من الرحمةماكان فى ذلك.كسى كه برادرمؤمن خودراباكلمات مودت آميزخويش احترام نمايدواندوه اورابزدايد،تازمانى كه اين سجيه دراوباقى است پيوسته درسايه رحمت خداخواهدبود.اهل بيت ماهم همينگونه بودند.درزيارت جامعه کبيره به محضرائمه عرضه مي داريم:(السلام عليكم يااهل بيت النبوةوموضع الرسالةومختلف الملائكه ومنتهي الحلم واصول الکرم).هرچيزي پايه واصلي داردکه روي آن فرعي نهاده مي شود.ريشه درخت،اصل وساقه وشاخه هايش فرعند.اگرريشه نباشددرخت و ساقه وشاخه اي نخواهدبود.کرم معمولابه جودوبخشش معنامي شودودرموردشخص بخشنده ودست ودلبازمي گويندآدم کريمي است.شاعرهم کرم رابه همين معنابه کاربرده:کرم داران عالم رادرم نيست  درم داران عالم راکرم نيست...اماآنچه ازگفتاردانشمندان عرب به دست مي آيدکرم،مطلق ارزشمندي و پسنديدگي است وهرچه که درنوع خودداراي عزت واحترام باشدکرم وكريم ناميده مي شود.قرآن ازگياهان زيباتعبيربه کريم كرده«انبتنافيهامن کل زوج کريم»(شعراء/7)به نامه خوش بيان وزيبا،کتاب کريم مي گويد:نامه حضرت سليمان که به ملکه سبانوشته به عنوان کتاب کريم معرفي کرده:قالت ياايهاالملاءاني القي الي کتاب کريم»(نمل،29)ازگفتارمودبانه فرزندنسبت به والدين تعبيربه قول کريم نموده«وقل لهماقولاکريما»(اسراء/23).پروردگاردرباره خودش فرموده:ياايهاالانسان ماغرک بربک الکريم»(انفطار/ 6)درباره رسول اکرم ص:انه لقول رسول کريم.تکوير/19درباره قرآن:«انه لقرآن کريم»(واقعه/77)اهل بيت(ع)اصول کرم هستند،بهترين سجاياي اخلاقي ومكارم دراهل بيت عصمت وطهارت وجوددارد...چندنمونه ازسيره اهل بيت دررابطه باكرامت:اميرمومنان على ابن ابيطالب(ع)هنگامي كه مالك اشترراجهت فرماندارى مصراعزام مي كرد،درعهدنامه معروف خويش فرمود:مردمان دودسته‏ اند،دسته‏ اى برادردينى تواند،ودسته ديگردرآفرينش باتوهمانند:فانهم صنفان:اماأخ لك فى الدين وامانظيرلك فى الخلق.آنهاكه برادردينى تواندحقوقى برگردن تودارندوآنهاكه درخلقت مانندتواندبه تناسب خويش.امام(ع)نگاه مسلمان رابه همه انسانها،چه آنان كه همكيش اوهستندوچه آنان كه همنوع اومى‏ باشند،تصحيح مى كندونسبت به هريك سفارشهايى مى‏ نمايد؛چراكه بنى آدم راواجدكرامت الهى مى ‏داند.حضرت صادق(ع)ازپدران گراميش نقل مي كندزمانى(درعصرحكومت امام على(ع)اميرمؤمنان(ع)درراه بامردى ازاهل كتاب برخوردكرد،مردازاوپرسيدكه مقصدش كجاست.امام گفت عازم كوفه است وآن مردنيزدرهمان مسيربه مكان ديگرى مى‏ رفت.مقدارمشترك راه راباهم صحبت شدندتابه جايى رسيدندكه مسيرهاجدامى‏ شد،اماامام ازراه خودبه سوى كوفه جدا شده وهمراه آن مردواردمسيراوشد.مردكتابى باشگفتى پرسيد:مگرنگفتى كه عازم كوفه هستى؟امام گفت:چراپرسيد:پس به چه دليل وارداين مسيرشدى وازراه خوددورگشتى؟امام گفت:مى خواهم قدرى توراهمراهى كنم تاحسن رفاقت رابه جاآورده باشم كه پيامبرما(ص)به مادستور داده است كه هرگاه دونفردرراهى مصاحب هم شوندحق بريكديگرپيداكنندولازم است انسان رفيق راهش رادرهنگام جدايى چندگامى بدرقه كند.مردكتابى باتعجب گفت:واقعاًچنين است؟حضرت پاسخ داد:آرى.مردكتابى بااميرمؤمنان ع برگشت وچون اوراشناخت(كه خليفه مسلمانان است)مسلمان شد.شخصي درراه بازگشت ازسفرحج پولش تمام شده بود.خدمت امام رضا(ع)رسيدوگفت:« شمامراکمک کنيد،همين که به شهرخودم رسيدم،مقداربدهي خودراازجانب شمابه فقراصدقه مي دهم».حضرت صبرکردندتاخانه خلوت شد.سپس وارداندرون خانه شدندوازپشتِ در،مبلغ دويست ديناربه اوعطاکرده،فرمودند:اين مبلغ رامصرف کن،لازم نيست آن راازطرف من صدقه بدهي.دوستان امام ازحضرت پرسيدند:«چراهنگام بخشش بااوروبرونشديد؟»فرمود:«نخواستم موقع دريافت پول،شرمنده شود»