نکاتی درباره مسجد
25 بازدید
تاریخ ارائه : 5/12/2014 10:40:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

بسم الله الرحمن الرحيم

قال الله العظيم في محکم کتابه:

قل امرربي بالقسط واَقيموا وجُوهَکُم عِندَکُلّ مسجد وادعوه مخلصين له الدّين کمابدأکم تعودون"(اعراف/29)

بگو:پرودگارم به عدل ودادفرمان داده و اينكه نزدهر مسجدى(هنگام نماز) روى خويش را به سوى او بداريد و او را بخوانيد،درحالى كه دين رابراى اوخالص مى‏سازيد.آن گونه كه شمارادر آغاز آفريد، باز خواهيد گشت. نکاتي درباره مسجدمحور همه‌ي پاكي‌ها؛فِيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ»مسجد،تنهاجايي است كه همه بايدپاك باشند.اصلاًدرمسجدهمه محورهاپاكي است.كسي كه به مسجدمي‌رودنبايد جنب باشد.لباس پاك، بدن پاك،مسجد نجس شد،بايد فوري بشويند.واجب فوري است.بدن پاك،لباس پاك،مسجد پاك،براي خداي پاك.دردعاي جوشن يكي ازاسم‌هاي خدااين است كه توپاك هستي.«يَاأَطْهَرَالطَّاهِرِين‏»اي كسي كه ازهرپاكي،پاك‌ترهستي.درنمازهمه‌اش ازپاكي صحبت مي‌كنيم.«سبحان الله،سبحان الله،سبحان الله«سبحان ربّي العظيم»«سبحان ربّي الاعلي»يعني خدايامنزّهي؛ازعيب پاك هستي.ازنقص پاك هستي.توپاك هستي.منع ازمسجد،بزرگ‌ترين ظلم فرهنگي؛درمسجدهمه به يك سمت،قبله!همه به يك امام اقتدا مي كنند.احدي حق نداردمانع رفتن به مسجدشود.تنهاجايي كه پليس حق نداردجلو رابگيرد،حتي مسجد الحرام كه مهم‌ترين مسجدهاي كره‌ي زمين است، قرآن مي‌فرمايد:سَواءٌ"يعني مساوي هستند.سَواءً الْعاكِفُ فيهِ وَ الْباد»حج/25«عاكف» يعني كسي كه آنجامقيم است و«باد»يعني باديه نشين.سَواءً؛مساوي هستند.قرآن مي فرمايد:اگركسي مانع ازمسجد رفتن شود،«وَ مَنْ أَظْلَمُ» ظالم‌ترين آدم‌ها كسي است كه كسي راازمسجد بازدارد.بعضي ازپدرومادرهاخيلي ظالم هستند.بچه‌اش مسجدمي‌رود،مي گويد نمي‌خواهدمسجدبروي.اين پدرومادربد‌ترين پدرومادرهستند.قرآن مي‌فرمايد:وَمَنْ أَظْلَمُ»كيست ظالم‌تر ازكسي كه شخصي راازمسجدبازدارد.گاهي وقت‌هابه اسم مسجد مي‌روند،برنامه‌هاي ديگردارند.خوب آن حسابش جداست.به اسم مسجدسوءاستفاده كارنداريم.ولي اگر كسي مي‌خواهد برودنمازبخواند«وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَاللَّه‏»(بقره/114)اگرجلسه‌ي فاتحه درمسجدگرفتيم،وكسي بخواهدنمازبخواندمي‌بيندجلسه‌ي فاتحه است،نمي‌تواندنمازبخواند؛اين فاتحه مشکل دارد.مجالس ترحيم درمساجدبايدطوري باشدكه راه براي نمازخوان بسته نشود،يك پرده‌اي بكشنديك جايي كه اگركسي عبوري مي‌آيدبرودنمازبخواند،مي‌آيدنماز بخواندمي‌بيندجلسه‌ي فاتحه است.نمي‌داندچه كند.ميرزاجوادآقاي تهراني(ره)، ازعلماي درجه يك؛وصيت كرده بودفاتحه‌ي من رادرمسجدنگيريد.يايكي بگيريد.دروصيتش گفته بود:مي‌ترسم درفاتحه‌ي من يك نفرخواسته باشدنمازبخواندوفاتحه‌ي من مزاحم شود.نظافت و پاكيزگي،درانجام امور مذهبي؛ پزشك‌هاي متخصص قلب دربيمارستان قلب خيلي ازامام خوششان آمده بود.چون رهبر انقلاب است و بنيانگذار جمهوري اسلامي است،نه پرسيدند:شماچرااينقدر به امام علاقه داريد،گفتند:امام روزعاشوراداشت بادستمال گريه مي‌كرد.همينطوركه گريه مي‌كردوكتفش تكان مي‌خورد،نياز به يك دستمال ديگربراي بيني داشت.بااين دستمال اشكش بيني‌اش راتميز نكرد.يك دستمال ديگردرآورد،اززيرآن دستمال بيني‌اش راپاك كرد.گفتند:ايشان  كه دستمال اشكش با دستمال بيني‌اش فرق مي‌كند،معلوم مي شودبه بهداشت ونظافت خيلي اهميت مي دهد.حديث داريم خرما مي‌خواهيدبخوريد،خرماراباز كنيد.هسته‌اش را برداريدوبعدبخوريد.قبل ازآنكه خرما در دهان برود. هلو در دهان برود،هسته‌اش رابيرون بياوريد و بعد در دهان بگذاريد. چون دردهان مي‌كني و بعد از دهانت هسته‌ي دَهَني را مي‌گذاري درظرف صورت خوبي ندارد.گاهي همه سرنشينان هواپيماراپياده ميکنند.چه خبر است؟مي گويند: نه! يك سوسك يا يك موش داخل رفته است.اين همه مسافروبارراخالي مي‌كنيدبه خاطر يك سوسك، به خاطر يك موش؟بله!اهي موش يك سيم را مي‌جود،رابطه‌ي خلبان بافرودگاه قطع مي‌شود. همه‌ي محاسبات به هم مي‌ريزد. گاهي يك موش بد اخلاقي مي‌آيد سيم اخلاص را مي‌جود، رابطه‌ي ما با خدا قطع مي‌شود.يك عمري فكر كرديم كار‌هايمان درست است،معلوم نبوده كه در روح ما يك موشي بوده كه آن موش سيم راجويده است. يعني ما رابطه‌مان با خدا قطع شده است. اين كارها براي خدانبوده، براي نفس بوده است. مسائل خيلي ريز است. يكبارپيغمبر سر نماز راه رفت. آن هم اين بود. داشت نماز مي‌خواند.مالِكِ يَوْمِ الدِّين‏، إِيَّاكَ نَعْبُدُ»ازاول حمد شروع كرد،به«مالِكِ يَوْمِ الدِّين‏»رسيد.وسط نمازش،نگاهش به ديوار خورد. ديدروي ديوارمسجدجاي آب دهان است.جاي آب دهان به ديوارمانده است.پيغمبرديگربعداز«مالِكِ يَوْمِ الدِّين‏» چيزي نگفت.يك شاخه خرماكنارش بود،برداشت همينطوركه رويش رااز قبله برنگرداند،همينطور كه رويش به قبله بود، يك خرده جلو آمد، شاخه را به ديوار ماليد، جاي آب دهان پاك شد.بعدبرگشت سرجايش گفت:إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعين‏ يعني چه؟پيغمبر شخص اول هستي،داردباخداي هستي گفت‌وگومي‌كند،امامسأله نظافت...درمسجدنبايد چيزي باشد كه مردم، با نگاه اومتنّفرشوند؛بوي پا،بوي عرق…ازهرپولي حق استفاده نداريد.ما كانَ لِلْمُشْرِكينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَساجِدَاللَّه)توبه/17) مشركين حق ندارندپول بدهند.پول هركس رانبايدگرفت از هر پولي استفاده نكنيد..پاكان وپرهيزگاران،متوليان امورمسجدباشندهركسي حق توليت مسجدندارد،قرآن مي‌ فرمايد:إِنْ أَوْلِياؤُهُ إِلاَّالْمُتَّقُون‏(انفال/34)اوليا يعني توليت، توليت مسجد الحرام راكسي حق نداردداشته باشد،«إِلاَّالْمُتَّقُون‏»!كساني حق دارندكه افرادباتقواباشند.نمي‌گويد:«الاالمتقي»مي‌گويد:الْمُتَّقُون‏؛يعني جمع است. يعني بايدمراكز مقدس توسط افراد مقدس،اداره شود،آدم‌هاي ترسوحق ندارندتوليت مسجدراداشته باشند.بايدشجاع باشند.چطور؟قرآن مي فرمايد:«إِنَّما»يعني فقط"يَعْمُرُمَساجِدَاللَّهِ» فقط كساني حق دارند متوّلي مسجدومسئول آبادكردن مسجدباشند كه «مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ ِ الْآخِرِ(توبه/18)خودش ايمان داشته باشد،«آتَى الزَّكاة»اهل خمس وزكات باشد،«وَ لَمْ يَخْش‏»ازكسي نترسد.ببينيداگرهيئت امناي مسجدشجاع بودند،پيشنمازش عالم بود،مسجدش تميزبود،اين مسجد،مسجدزنده است.اگرهيئت امناي آن ترسوبودند.پيش نمازش بي‌سوادبود.خادمش بداخلاق بود.مسجدش كثيف بود،آنوقت هرچه هم بگوييم؛حي علي الصلاة»«حي» بشتاب!مي‌گويد:كجابشتابم؟براي من جاذبه ندارد..استفاده ازمباحث استادقرائتي