امامت پاداش آزمون های الهی
24 بازدید
تاریخ ارائه : 4/29/2014 8:16:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

بسم الله الرحمن الرحيم؛قال الله العظيم:وَإِذِابْتَلى‏ إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماًقالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لايَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينٌَ. حضرت ابراهيم ع،دربين پيامبران جايگاه خاصّى دارد.ومانندپيامبراسلام ازاوبه عنوان اسوه براى بشريّت يادشده.دربزرگداشت اين پيامبربزرگ،خداوندتعابيرخاصّى داردحتّى يكى ازاسرارحج رايادآورى وزنده نگهداشتن ايثارگرى‏هاوازخودگذشتگى‏ هاى حضرت ابراهيم ع گفته ‏اند.درعرصه ‏هاى گوناگون باانحراف وشرك مبارزه كرداستدلال اودرمقابل ستاره ‏پرستان وماه ‏پرستان،مبارزه عملى اوبابت‏ پرستان،احتجاج دربرابرنمرودوسربلندى اودرآزمايشات ديگر،ازاوانسانى اسوه ونمونه ساخت كه خدااورابه مقام امامت ورهبري نصب نمود.درقرآن بارهامسئله آزمايش وامتحان مطرح شده وازسنّتهاى الهى است.اين آزمايش‏هابراى ظهوروبروزاستعدادهاى نهفته وتلاش وعمل انسان‏هاست.اگرانسان كارى نكند،مستحق پاداش نخواهدبود.تلخى‏ هاوشيرينى‏ هاى زندگى،ابزارامتحان هستند.گاهى افرادى باشدائدومصايب آزمايش مى‏ شوندوبرخى ديگربارفاه،همه مردم حتّى انبياموردامتحان قرارمى‏گيرند.اين آزمايش‏هابراى رشدوپرورش مردم است.ابراهيم ع درهرآزمايشى كه موفّق مى‏شد،به مقامى مى‏رسيد:درمرحله نخست،عبد اللّه شد.وبعدبه مقام نبى اللهى رسيد.وسپس رسول اللَّه،خليل اللَّه ودرنهايت به مقام امامت ورهبرى مردم منصوب گرديد.مراداز«بِكَلِماتٍ»درآيه،امتحانات سنگين است كه حضرت ابراهيم ازهمه ‏ى آنهاپيروزبيرون آمد.قوم وخويش وهمسروفرزندهيچكدام نتوانستندمانع اودرراه انجام وظيفه شوند.باآنكه تحت سرپرستى عمويش آزربود،امّابابت پرستى اووجامعه‏ اش مبارزه كردوبت‏ شكن بزرگ تاريخ شدوقتي كه ازسوى خدامأموريّت يافت،همسروفرزندش رادرصحراى مكه ساكن كندوبراى تبليغ به نقطه ‏اى ديگربرود،بى ‏هيچ دلبستگى،آنهارابه خداسپردورفت.فرمان ذبح فرزندش اسماعيل آمد،رضاى خدارابرهواى دل ترجيح دادوكاردبرگلوى فرزندنهاد.امّانداآمدقصدماكشتن اسماعيل نبود،بلكه امتحان بود.حضرت،مقام امامت رابراى نسل خودنيزدرخواست نمود،پاسخ آمداين مقام عهدى است الهى كه به هركس لايق باشدعطامى‏ شود.درميان نسل تونيز كسانى كه شايسته باشند،به اين مقام خواهندرسيد.چنان كه پيامبراسلام ص ازنسل ابراهيم ع است وبه اين مقام رسيد،ولى كسانى كه دچار كوچكترين گناه و ستمى شده باشند،لياقت اين مقام راندارند.مقام رهبري پس از آزمايشاتي است،خداوندحضرت راچندنوع آزمايش نمود،اززن وبچه بگذر،در امتحان قبول مي‌شود هرجايي يك مقامي به او مي‌دهد.آخرين مقام،مقام رهبري است،«إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا»من توراامام مردم قراردادم،چون ازامتحانات موفق بيرون آمدي توراامام قرارمي‌دهم.لذامقام امامت ازجانب خداست اول به انبياءداده؛بعدازانبياء به نمايندگان بعدازخودشان.قرآن دراين باب معيارهايي دارد؛بعضي هارامي گويداينها حق رياست ندارند،كسي كه داراي قلب غافل است،پيروهوي،تندرونابجا،كسي كه غافل است وكاري به مكتب الهي ورضاي حق نداردازخداغافل است ازخودش وجامعه غافل است اين فراموشي درقرآن مرتب آمده است«نَسُوا اللَّهَ»خدارافراموش مي‌كنند«فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ»گاهي بخاطراينكه خدارافراموش مي‌كنندمنافع خودشان راهم فراموش مي‌كنند،جامعه وخودشان راهم فراموش مي‌كنند.«نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ»كسانيكه خدارافراموش كردندجامعه وخودشان رافراموش كردند،وروزحساب رافرموش كردند،اينها حق رهبري ندارند.«وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا» پيروي نكن كسي راكه مستحق اين است كه ماقلب اوراغافل كنيم،وتبعيت وپيروي مي‌كندمنتهي ازهوي نفس،افراطي است،تندرونابجاست،گاهي وقتهالازم است انسان تندروباشد امادرآيه شريفه سه گروه ازمقام فرمان دادن منع شده اند.پيروي ازكفارممنوع،البته كفاراگرمزاحم هستندداردضربه مي‌زند.توطئه گر،خطرناك شد،بايدباآنهاجهاد كرد.«فَلَا تُطِعْ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا»ازكفارپيروي نكنيد.افرادبي شخصيت،جفاكار،مسخره كننده وسخن چين،قرآن مي‌فرمايد گوش به حرفشان ندهيدافرادي كه همه‌اش با قسم و تظاهربه دين مي‌خواهندجاي خودشان رادرجامعه بازكنند«وَلَاتُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ»كسي كه هي اشتباه مي‌كندوهي قسم مي‌خورد،هروقت يك افشاگري عليه اومي‌شودانكارمي‌كندباقسم،افرادي كه باتظاهرخودشان رادرجامعه جامي‌زنندبايدمطرودبشوند(مهين)يعني بي شخصيت هستندالبته مهين فارسي يعني ماه كه اسم بعضي دختر‌هاست،مهين عربي توهين واهانت است،وقتي مي‌خواهدابراهيم رارهبرقراربدهدپس ازچندآزمايش است آزمايش سنگين،خلاصه:رهبري آسماني ازطرف خداتعيين مي‌شودمنتهي برنامه اين است كه خداوندپيغمبرراتعيين مي‌كندپيغمبرهم امام راتعيين مي‌كندامام هم نايب امام رابااوصافي معين مي‌كندپس رهبري از ديد اسلام از طرف خداست.بي جهت خدا شخصي رارهبر نمي‌كند.