نسخه ای شفابخش ازقرآن
15 بازدید
تاریخ ارائه : 3/19/2014 10:16:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

بسم الله الرحمن الرحيم قال الله العظيم في محکم کتابه:وننزل من القرآن ماهوشفاءورحمةللمومنين" قال الامام الرضا - عليه السّلام:في القرآن شفاءٌمن کل داءٍ و قال داووا مرضاکم بالصدقه و استشفوابالقرآن فمن لم يشفِهِ القرآن فلا شفاء له.مستدرک الوسائل، ج 2، ص 98امام رضاعليه السّلام فرمود:در قرآن دواي هر دردي است،وسپسفرمود: مرض هاي خود را با صدقه مداوا و آنها را با قرآن شفا دهيد، پس کسي راکه قرآن شفاندهد، پس هيچ شفايي براي او نيست" قرآن درمان بسياري  ازمرض هاي روحي واخلاقي ماست ،يکي از نسخه هاي شفابخش قرآنرابيان مي کنم،اگر روح انسان بيمارشود تأثيرش در جامعه خيلي زياداست آسيب هاي اجتماعي اكثرا برخاسته از بيماريهاي روحي و رواني است.اگرجنايتي واقع ميشودمنشاءآن بيماري شهوت است . جريان حضرت يوسف ع منشاءآن حسادت برادرانه است،اختلاف خانوادگي و دعوا هاي زن ومردوفاميل منشاءش غضب وسوء ظن است،جدائي از فاميل وقطع رحم،ريشه آن كينه است،به هرحال مجموعه صفاتي كه درروح وروان انسان اثرمي گذاردفردي نيست،اجتماعي است.سوءظنيك بيماري فردي است اماآدم ظنين آثار كارش درجامعه روشن مي شود .در روايت داريم :الفِكرُ مِراهٌ صَافِيَهٌ"فكرو روح و روان آدم مثل آينه مي ماند،صاف است، آينه اگرغباربگيردكم رنگ نشان مي دهد.اگررنگ بزنيد اصلاًنشان نميدهدفكروانديشه هم مثل آينه است گاهي:خَتَمَ اللهُ علي قُلُوبِهِم" رنگ ومهر مي خوردوهيچي را نشان نمي دهد .اينكه گاهي مي بينيد بعضي افراد عاطفه در آنها خاموش ميشود،احساسات درآنهاخاموش ميشود،مهرپدري،مهرمادري، مهر اولاد،مهرنوعدوستي دروجوشان تعطيل است،انساني راقطعه قطعه مي كنندودست به هرجنايتي مي زنند اين همان است يعني آينه روح و روان او رنگ گرفت ،کلابل ران علي قلوبهم" قسي القلب مي شود.يكي از بيماريهاي خطرناك صفت غرور است، البته غروربه معناي تكبر و عجب نيست .غروريعني فريب دادن؛اينكه كسي مغرور مي شود،يعني فريب مي خورد.اميرالمومنين علي(ع)مي فرمايد :طوبي لمن لم تقتلهُ قاتلاتُ الغرور"خوش به حال كسي كه اين بيماري كشنده را نداشته باشد .فرداي قيامت وقتي مردم مي آينددر صحراي محشر بعضي از منافقهاوآدمهاي بد،رومي كنندبه مومنان"يُنادُونَهُم اَلَم نَكُن مَعَكُم"مي گويند : آيا ماباهم نبوديم(حال ياهمسايه،ياآشناياپدروفرزند،يابرادر،يارفيق؛«قالوابلي»بله باهم بوديم.اماشماچنداشكالداشتيد:1- ولَكِنَّكُم فَتَنتُم اَنفُسَكُم"‌مرحوم علامه طباطبائي معنا كرده«فتنتُم»امتحان،شماتوي امتحانات رفوزه شديد.بعضيهاهم معني كرده انديعني به خودتان ظلم وبدي كرديد.2- تَرَبَّصتُم"شماانتظارشكست ديگران رامي كشيديد،به تعبيربعضيهامي گفتيدتوي اين جنگ كارپيامبر(ص)تمام است،وعده مي داديدفردا پيامبر شكست مي خورد .3- وارتَبتُم"در عقايد شك مي كرديد گاهي مي گفتيد،خدانيست،گاهي نبوت پيامبرراانکارمي کرديد،گاهي مي گفتيدچرانمازبخوانيم،البته سئوال وشبهه براي هركسي ممكن است پيش بيايداما ريب يعني شك بي معنا،شبهه افكني يعني بيهوده ذهن رامشغول كردن4- و غَرَّتكُم الأَمانِيُّ حتَّي جاءَ أَمرُاللهِ"آرزوهاشما را گول زد،نسبت به خدا مغرور شديد"