سبک زندگی اسلامی؛زندگی امام زین العابدین علیه السلام
19 بازدید
تاریخ ارائه : 10/2/2013 9:31:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

سبك زندگي اسلامي؛زندگي امام زين العابدين عليه السلام

بسم الله الرحمن الرحيم قال الله العظيم: وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا

وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ

الصَّلَاةِوَإِيتَاءالزَّكَاةِوَكَانُوالَنَاعَابِدِينَ.انبياء/73.

.قال علي ابن الحسين عليه السلام:ثَلاثٌ

مُنْجِياتٌ لِلْمُؤْمِن:كَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَاغتِيابِهِمْ،

وَإشْغالُهُ نَفْسَهُ بِمايَنْفَعُهُ لاَِّخِرَتِهِ وَدُنْياهُ،وَطُولُ

الْبُكأ‏عَلي خَطيئَتِهِ.تحف العقول:ص204.سه چيزموجب نجات انسان مومن

خواهدبود:نگهداري زبانش ازحرف زدن درباره مردم غيبت آنان،مشغول شدنش به

خويشتن با كارهايي ‏كه براي آخرت ودنيايش ‍ مفيدباشد.وبسيار گريستن

براشتباهاتش.‏سبك زندگي اسلامي؛زندگي امام زين العابدين عليه السلام،نمونه ها:سه

نشانه وعلامت ظاهري دربدن امام(ع)بود؛نشانه اول: روي پيشاني حضرت بودكه به

همين دليل ايشان راسيدالساجدين وزين‌العابدين ‌ناميدنديادنعمتهاي خداکه مي

افتاد،سجده مي کرد . آيه ي سجده دارقرآن راکه مي خواند،سجده مي

کرد.بعدازنماز،سجده مي کرد.دونفرراکه آشتي مي داد،سجده مي کرد.علامت سجده

زيادروي پيشانيش مانده بود.به خاطر همين به اومي گفتند:"سجاد"،كه اين نشانه

شدت عبوديت آن حضرت است.حاصل اين ارتباط امام با پروردگار جهانيان صحيفه

سجاديه با آن دعاهاوعجايب فراوان وکلمات جالب است.دستهايش رابلندمي کرد

براي دعا.مي گفت:خدايا!تاوقتي که عمرم رادرراه اطاعت ازفرمان توبه کارمي

برم،به من عمربده،آنگاه که عمرم چراگاه شيطان شد،مرابميران.خواست مُحرِم

شود،شترش ايستاد.رنگش زردشد.بدنش لرزيد.نتوانست لبيک بگويد.گفتند:چرالبيک

نمي گويي؟فرمود:مي ترسم درجوابم گفته شود:لالبيک ولاسَعدَيک"لبيک هم که

گفت،غش کرد،ازروي شترافتادزمين.وضومي گرفت.بدنش مي لرزيد،رنگش زردمي شد.مي

گفتند:چراوقت وضوونمازحالتان تغيير مي کند؟مي فرمود:مگرنمي دانيدکه

دربرابرچه کسي مي ايستم وباچه بزرگي مي خواهم حرف بزنم؟نشانه دوم برشانه

حضرت:درآن زمان کسي معني اين نشانه را نمي‌دانست تا وقتي که در مورد آن از

امام محمدباقر(ع) سوال شد و ايشان فرمودند:«پدرم براي

فقراغذامي‌بردندوانبان نان وغذاراروي شانه مي‌کشيدند...»اين علامت نشان

دهنده ارتباط امام(ع) با مردم، رسيدگي به فقرا و توجه به جامعه مي‌باشد به

نحوي که ثابت مي‌کند ما متحمل مسئوليت بزرگي هستيم که در شانه ما سنگيني

مي‌کند و بايد مراقب آن باشيم. دريكي ازشبهاحضرت انبان راباخودحمل

مي‌کردندازايشان سوال مي‌شود به کجا مي‌رويد؟در جواب مي‌گويندبه

سفر..اماروزبعدفردسائل هنگام مشاهده امام(ع)درمسجدپرسيدسفرتان چه زود تمام

شد.فرمودند منظورم سفرآخرت است.سومين نشانه بر روي گردن امام(ع):اين علامت

نشان غل و زنجير است که بعد از سي و پنج سال نيز از بين نرفته بود. اين

نشان بيان‌گرارزش جهادوحضوردرميدان جهادمي‌باشدبه نحوي که ايشان در هنگامي

که بايد در کنار ولي خودباشندهستندوهنگامي که بايدبه تنهايي وبه عنوان ولي

درمقابل ظالم عصرخودباشندنيزاين امرراانجام مي‌دهند.خطبه‌هاي آتشين امام

سجاد(ع)درشهرهاي کوفه،شام و مدينه:در هنگام جهاد حضرت به نحوي عمل مي‌کند

که مردم را متحول مي‌سازد.بايد بدانيم که هر يک از اين ميدان‌ها به يکديگر

ارتباط دارند و مستقل از همديگر نيستند به نحوي که کسي که اهل جهاد هست به

يقين اهل نماز اول وقت و ارتباط با خدا نيز هست،غذامي خورد، جداي از

مادرش.گفتند:شماکه اينقدربه مادرتان احترام مي گذاريدوبه اومحبت مي

کنيدنديديم بااوسريک سفره بنشينيد"فرمود:مي ترسم دست به لقمه اي بزنم که

مادرمي خواهدبردارد.مي گفتند:ماشمارابراي خدا دوست داريم"گريه مي

كردندوعرضه مي داشتند:خدايا!پناه مي برم به تو،که مرابه خاطرتودوست داشته

باشندوتو مرادشمن خود بداري"صدقات امير المومنين وپيروانش وفدک مادرش

زهرا،همه دست عبد الملک بن مروان بود.يکي از دوست هايش آمدپيش

او.گفت:آقاجان!ازعبدالملک بخواه تاصدقات جدت رابرگرداند.فرمود:ماازخداکه

خالق دنياست،دنيانمي خواهيم؛تومي گويي ازعبدالملک بخواهم؟حرف اوکه به گوش

عبد الملک رسيد ،دستوردادتافدک رابرگردانند.آب که مي ديد,گريه مي

کرد.فرزندعمويش اباالفضل العباس راکه مي ديد،گريه مي کرد.ازخاک

کربلامُهروتسبيح درست کرده بودند.آنهاراکه مي ديدند،گريه مي کردند.ومي

فرمودند:روزي رامي بينم,که بالاي قبرپدرم،حسين،حرمي ساخته اندواطرافش

بازارهايي ومدتي نمي گذردکه از همه جابه زيارت اومي روند،وقتي که دولت بني

مروان ازبين برود.وهمانگونه هم شد.خداياپروردگارارشحاتي اززندگي امام

سجادعليه السلام رادرزندگي ماقراربده.عاقبت امرهمه ماراختم به خيربگردان؛