سبک زندگی اسلامی بانگاهی به سیره امام علی ع
208 بازدید
تاریخ ارائه : 10/2/2013 9:12:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

بسم الله الرحمن الرحيم.سبك زندگي اسلامي بانگاهي به سيره امام علي ع؛ماازالگو هاي ديني روش زندگي فاصله گرفته‌ايم،يعني فاصله خودراباتوصيه‌هايي که درقرآن وسيره ائمه معصومين درخصوص نحوه زندگي به آن‌هاسفارش شده،زيادكرده ايم.دردعاهاوزيارات

مي‌خوانيم«اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْياىَ مَحْيامُحَمّدٍوَآلِ مُحَمَّدٍوَمَماتى‏ مَماتَ محمّدٍوَآلِ مُحَمَّدٍ؛خدايازندگي مارازندگي پيامبروآلش قرارده ومرگ مارامرگ پيامبروآلش

قرارده»بايدابتدازندگي پيامبروخاندان مطهرشان رابشناسيم؛بعدبراساس زندگي اين

بزرگواران گام برداريم.يكي ازبهترين الگوهادربحث سبک زندگي اسلامي خطبه متقين نهج‌البلاغه است.حضرت به زيبايي صفات متقين رابيان مي‌کننددرخصوص نشانه

هاي انسان متقي مي‌فرمايند:مَنْطِقُهُمُ الصَّوابُ؛متقي حقگواست.وَمَلْبَسُهُمُ

الاِقْتِصاد؛لباسشان ميانه روي است.وَمَشْيُهُمُ التَّواضُعُ؛راه ورسمشان براعتدال

ورفتارشان بافروتنى آميخته است.بنابراين يكي ازمواردي كه مي

توان درسبک زندگي بهره بردخطبه متقين اميرالمؤمنين است.چندنمونه ازسبك زندگي مولاي

متقيان:نمونه اول:يكي ازاهالي مدينه ازحضرت شکايت کرده بودوعليه علي مدعي شده

بود.همين که آمد,قاضي از علي خواست برخيزدوگفت:اباالحسن,کنارمدعي بايست تابه

شکايتش رسيدگي کنم.علي برخاست,امامي توانستي خشم را از چهره اش بخواني.قاضي گفت:اين که گفتم کنارطرف دعواقراربگيري ناراحتت کرد؟فرمود:توشاکي رابه اسم کوچکش صداکردي ومراباکنيه ام!اين عدالت نيست؛شايداومضطرب شود.نمونه دوم:حضرت سواره بودوچندنفرپياده؛ازشوق،دنبالش راه افتادندتاكمي ازمسيررابا او باشند.آنهاراكه ديدفرمود: بامن كاري داريد؟گفتند:نه يااميرالمومنين،مشتاق بوديم همراهي‌تان كنيم.فرمودند:پس برگرديد.راه افتادن پياده به دنبال سواره،هم سواره رامغروروتباه مي‌كندوهم پياده راخواروخفيف

نمونه سوم:شخصي ازحضرت درحضورشان تعريف كرد.زمزمه كرد:

خدايا,توبيشترازخودم مرامي شناسي.ومن بيشترازاينهاخودم را،خداوندا,ماراازآنچه

اينهامي پندارندبهترقرار بده ,وآنچه كه اينهانمي دانندرابرمابيامرز .

نمونه چهارم:يكي ازدوستان حضرت ايشان رابه منزل دعوت کردتامهمان اوشوندحضرت پذيرفت.ولي شرط گذاشت فرمود:به سه شرط ؛اگرقبول کني مي آيم.گفت قبول.فرمود:اول؛هرچه درخانه هست خوب است،ازبيرون چيزي تهيه نکن.دوم؛چيزي

راکه درخانه داري دريغ نکني!سوم؛زن وبچه ات رابه سختي نيندازي.

نمونه پنجم:راوي مي گويد؛شب درمسجدكوفه باعلي بوديم؛ابولاسوددوئلي آمد.شنيده بوديم صبح به عنوان قاضي تعيين شده بودوبه شب نكشيده‏،علي اورابازعزل كرده بود .ابوالاسودنزديك آمد.گفت:قاضي يك روزه هم داشتيم؟!وعلي درجواب فرمود:گزارش دادندتودربرخوردبامردم،خشن هستي وتُندخو.

نمونه ششم:رفته بودندسرکشي ازبازار.دريکي از راسته ها,چندتابازاري مغازه

هاشان رانوسازي کرده بودندوآمده بودنددرحريم کوچه،حضرت دستوردادخراب شود؛همان روز

گزارش رسيد قبيله ي بني بکاء خانه هايشان را در زمين هايي که براي بازار تعين شده

بود,ساختنددستورخرابي آنهاراهم داد.وفرمود:حق نداريددرمحل تجارت مسلمين,خانه

بسازيد

نمونه هفتم: رفتار با يتيمان؛يک روز علي(ع) به زن فقيري برخوردکردکه چندکودک يتيم داشت که ازشدت گرسنگي،گريه مي کردند.آن زن باآنهامشغول بازي بودتاخوابشان ببرد.وآتشي درزيرديگ روشن کرده بودودرداخل ديگ،مقداري آب ريخته بودکه فکرکنندبراي

آنهاغذامي پزد.حضرت به منزل رفت وظرف خرماوکيسه اي آردوقدري روغن ونان وبرنج به

دوش گرفت وبه سوي خانه ي آن زن رفت.قنبرخواهش کردکه آن وسائل را او حمل کند ؛ اماحضرت راضي نشد.چون به منزل آن زن رسيد،اجازه خواست و داخل شد . قدري برنج و روغن در داخل ديگ ريخت چون

پخته شد ، براي

بچه ها حاضر کرد و به آنها خورانيد تا سير شدند. بعد برخاست

و با دست و پاميان خانه راه مي رفت تاکودکان بخندند.سپس ازخانه خارج

شد.قنبر گفت:امروزچيز عجيبي مشاهده کردم وشماودست وپايتان را زمين

گذاشته بوديد.... فرمود:وقتي که واردخانه شدم.اطفال را گرسنه و گريان ديدم. خواستم

وقت بيرون رفتن آنهاراخندان ببينم.منتخب التواريخ،ص????.نمونه هشتم:درمنطقه

ذيقاراردو زده بودندمنتظربودندنيروهاجمع شوندتاجنگ شروع شود.ابن عباس مي گويدبا

علي کارداشتم.واردخيمه اش شدم.نشسته بودوپارگي کفش هايش رامي دوخت سلام کردم.جواب

داد.فرمود:ابن عباس،اين کفش چقدرمي ارزد؟يک جفت نعلين پينه خورده!هيچ!فرمود:همين

نعلين براي من ، ارزشمندتر ازحکومت کردن برشماست؛مگراينکه حقي راپرپاکنم ياباطلي

راازبين ببرم.